دنیا چقدر شکل تو می رقصد: زیبا، ولی همیشه به دور از من

دل می کَنَم به چاره گری از او، دل می بَرَد دوباره به زور از من

 

دنیا چقدر شکل تو می خندد، - شیرین و تلخ را به هم آغشته-

وقتی که می روی و نمی آیی، در لحظه های سخت عبور از من

 

دنیا چقدر شکل تو می خواهد در دست خود بگیردمان... افسوس

دنیا چقدر شکل تو می سازد ماهیِ سرخ ِ تُنگِ بلور از من

 

دنیا چقدر شکل تو می گیرد، تک تک، تمام هستی مردم را

- این گام آخر است، تمامش کن، چیزی نمانده غیر غرور از من-

 

دنیا چقدر شکل تو می خواند، هر شب سرود مرگ مرا تا صبح

دنیای من! بگو که چه می خواهد این بوف ِ شومِ وحشی ِ کور از من

...

دنیا شبیه توست نمی فهمد شاعر کدام و شعر کدامین است!

دنیا شبیه توست، که می خواهد، وقت ِ شروع ِ شعر، شعور از من!

 

دنیا شبیه توست، که می رقصی. دنیا شبیه توست، که می خندی.

دنیا شبیه توست، که می خوانی.  دنیا شبیه توست... به دور از من.